بازوی اختاپوس شاهکاری فیزیولوژیک است؛ این بازو هیچ استخوانی ندارد اما آرایش سهبعدی فشردهای از رشتههای عضلانی درون آن قرار گرفته و آن را تبدیل به هیدرواستاتی عضلانی کرده است. حجم بازوی اختاپوس ثابت است و انقباض گروهی از ماهیچهها باعث کشیده شدن گروه دیگری از آنها میشود و در نتیجه حرکت را میسر میسازد. ماهیچههای اختاپوس بر اساس جهتگیری دستهبندی شده و هرکدام عملکرد خاصی را ممکن ساخته اند.
در عصر موتورهای برقی و هیدرولیکی، در اعماق زمین همچنان صدای ناکارآمدترین ابزار بشر به گوش میرسد: هوای فشرده
ساخت و ساز زیرزمینی همچنان، و احتمالا برای همیشه، به تجهیزات پنوماتیک و هوای فشرده وابسته است. چرا؟ با وجود بازده پایین هوای فشرده معادن و تونلها از ابزارهای قدرت گرفته با آن کار میکنند و از ایمنی، دوام و انعطافپذیری آن بهره میبرند. پس شاید باید برای هوای فشرده تفسیر جدیدی از کارآمدی و بهرهوری مطابق با محدودیتهای زیر زمین تعریف کرده و در آن حوزه، مدال قهرمانی اهدا کنیم.
اکچویتور یا عملگر مکانیکی چیست و نبرد پنوماتیکی و الکتریکی را کدام میبرد؟
اکچویتور یا عملگر چیست؟

اگر کامپیوتر و کنترلر را مغز ماشینآلات بدانیم، اکچویتور عضلهی آنهاست. مغز تصمیم گرفته و عضله کار فیزیکی را انجام میدهد. اکچویتورها در صنعت حرکت یا هل میدهند، میکشند، میچرخانند، بلند میکنند و یا اشیا در موقعیت دقیق خود قرار میدهند.
یک عملگر انرژی ورودی که به اشکال مختلف است را دریافت کرده و حرکت مکانیکی تحویل میدهد. انرژی ورودی میتواند الکتریکی، پنوماتیکی، هیدرولیکی یا حرارتی باشد.
رباتهای نرم و رباتهای صلب؛ چطور رباتهای نرم هوای فشرده را برای بهینهسازی به کار میگیرند؟
رباتهای سنتی بر پایهی موتورهای الکتریکی، چرخدندهها و مفاصل صلب ساخته شدهاند. اما رباتهای نرم با عضلههایی مصنوعی که از هوای فشرده برای کارکرد بهره میبرد استفاده میکنند.
نیروی پنوماتیک هوای فشرده ذاتا ایمن بوده و انعطاف فوقالعادهای را برای رباتها به ارمغان میاورد. این انعطاف و سازگاری را میتوان شکل جدیدی از هوش مکانیکی نامید که رباتهای سنتی و صلب از آن بیبهره اند.