از شما بخواهیم تصویر پرتاب موشک را تجسم کنید چه به ذهن خواهید آورد؟ احتمالا انفجار و آتش برخاستن، اتاق کنترلی پر از هیجان و استوانه‌ای فلزی که با سرعت ۲۷ هزار و ۳۵۸ کیلومتر بر ساعت جاذبه را شکست میدهد.

تصور بیمارستان چطور؟ راهروهای ساکت و خاکستری، مانیتورهایی که بوق میزند و جراحانی با لباس‌هایی استریل و ماسک بر صورت.

برای تفنگ میخکوب هم تجسمی جز بنا یا نجاری خیس عرق بر روی شیروانی و صدای شپلق کوبیده شده میخ بر روی ورق آهنی یا چوب نمیتوان داشت.

سه دنیای کاملا متفاوت، ریسک‌های متفاوت، یونیفرم‌های متفاوت..

اما اگر رویه‌ی ماجرا را کنار بزنیم، این سه ماشین عملا خواهر و برادرند!‌ آنها بر اساس یک اصل فیزیکی کار میکنند، از یک نقص طراحی رنج میبرند و یک نقطه ضعف انسانی شکست آنها را رقم خواهد زد.

حلقه عایق در اتصال‌های بین بخش‌های موشک سوخت جامد تقویتی در سرمای زیر صفر درجه خاصیت ارتجاعی خود را از دست می‌دهد. اما مسئولان ناسا موافق تأخیر در پرتاب نبودند؛ چون چلنجر باید در ۱۵ مه، کاوشگر اولیس را به مدار می‌برد. چنانچه این پرواز به تأخیر می‌افتاد، پرواز بعدی نیز دچار تأخیر می‌شد و اولیس نمی‌توانست طبق برنامه و زمان تنظیم شده راهی مأموریت خود شود؛ پس باید چلنجر حتماً پرتاب می‌شد.

هر سه فقط یک شیر کنترل پیشرفته هستند

هر سه انرژی را به صورت فشرده ذخیره کرده و آن را در انفجاری کاملا کنترل‌شده آزاد میکنند تا کاری را انجام دهد.

  • موشک و راکت سوخت و عامل اکسیدکننده را در محفظه‌ی احتراقی پرفشار میسوزاند و گاز حاصل را از نازلی باریک به بیرون پرتاب میکند. در نتیجه‌ی این فرآیند نیروی رانشی سازه‌ای چند ۱۰ تا چند ۱۰۰ هزار دلاری را به ورای جو زمین شوت میکند.
  • درون بیمارستان و پشت آن دیوار‌های سفید غمگین شبکه‌ای از لوله‌های مسی قرار گرفته که هوای فشرده، اکسیژن خالص و مکش خلأ با فشاری دقیق به بخش‌های مختلف ارسال میشود. این فشار همان نیرویی است که ونتیلاتورهای تنفسی مشهور و مته‌های جراحی را به کار می اندازد.
  • در تفنگ میخ‌کوب کمپرسور هوای داخل مخزن را تا ۸/۵ بار فشرده کرده و به هنگام کشیدن ماشه هوای فشرده پیستون را به جلو پرتاب میکند تا میخ فولادی را مانند چاقویی که از کره از دل چوب بلوط عبور دهد.

هدف شما ستاره‌ها باشد، توموری سرطانی یا تیرچه بلوک، موفقیت شما فقط به یک چیز بستگی داشته و آن تنظیم چگونگی رهاسازی فشار است. با فشار کم هیچ چیز حرکت نمیکند و فشاری که ناگهانی بالا برود همه‌چیز را منفجر میکند. دقت فاصله‌ی موفقیت و فاجعه است.

انفجار شاتل فضایی چلنجر ۷ کشته بر جا گذاشت.

هر سه فناوری متکی بر گاز فشرده هستند. در بسیاری از سامانه‌های موشکی از گاز فشرده در عملکرد عملگرها و شیرها، تجهیزات پشتیبانی روی زمین، پاکسازی خطوط، کنترل و ایجاد فشار مورد نیاز بخش‌های مختلف استفاده میشود. در برخی از این سیستم‌ها از نیتروژن به جای هوای فشرده استفاده میشود. نیتروژن گازی بی اثر و کنترل‌شده بوده و برای کاربری‌های حساس مناسب است.

هر سه از نقطه‌ی شکستی تک‌عاملی میترسند

در انگلیسی اصطلاح Single Point of Failure مشهور است. در سالها اخیر نیز شبکه‌های بلاکچین دقیقا با همین اصطلاح و استدلال و برای حذف نقاط متمرکز و مرکزی وارد عمل شده و سیستم‌هایی غیرمتمرکز پدید آورده‌اند. اما در مورد بیمارستان، موشک و تفنگ میخکوب، متاسفانه مهندسی روی تلخ خود را نمایان میکند.

O ring
اورینگ

هر سه سیستم به تعداد کمی قطعات ارزان و کوچک متکی هستند: واشرها، او رینگ‌ها، دیسک‌هایی شکننده و رگولاتورها – سلامت این قطعات یعنی مدیریت آشوب و خرابی آنها هم خرابی کل سیستم را به همراه دارد.

  • در انفجار شاتل فضایی چلنجر یک او رینگ یا حلقه‌ی O شکل در سرمای هوا سخت شده بود و انفجاری را پدید آورد که سفینه‌ای میلیارد دلاری و ۷ سرنشین آن را پودر کرد.
  • گرهی ساده در شیلنگ اکسیژن بیمارستانی یا حتی قطع لحظه‌ای برق و از کار افتادن کمپرسور هوا تایمر ۹۰ ثانیه‌ای فرصت جراح را تا مرگ بیمار و قطع علائم حیاتی به راه میندازد.
  • باز هم اورینگ‌ها در کارگاه‌های ساختمانی میتوانند فاجعه‌آفرین باشند و اورینگی فرسوده در محفظه‌ی شلیک تفنگ میخکوب میتواند باعث شلیک دوتایی شود و میخ دوم اغلب از کف دست بنا عبور میکند.

میخ دوم در کف دست بنا

ساختارهایی که عملکردی بالا و استثنایی دارند برای عملکرد بی‌نقص طراحی نشده‌اند، این سازمانها برای شکست ایمن طراحی میشوند. به همین دلیل است که موشک‌ها دارای سیستم خود انهدامی هستند تا میدان آوار را کنترل کنند و بیمارستان‌ها مخازن اکسیژن پشتیبانی انبار میکنند تا در کسری از میلی ثانیه فعال شود. تفنگ‌های میخکوب هم ماشه‌ی ایمنی اضافی دارند تا فقط زمانی تفنگ شلیک کند که نوک آن محکم بر روی چوب فشار داده شده باشد و در غیر اینصورت و زمانی که انگشتان شما روی ماشه بلغزد هم شلیک نکند.

اگر کسب و کار یا تیمی را اداره میکنید همواره از خوب میپرسید که نقطه‌ی شکست تک‌عاملی من کجاست و برنامه‌ی پشتیبانم برای وقتی که از کار میفتد چیست؟

در بیمارستان‌های مدرن گازهای پزشکی همه‌جا حضور دارند. هوای پزشکی از طریق سیستم مرکزی تولید و شبکه‌ی لوله‌کشی به بخش‌های مختلف بیمارستان منتقل میشود. نقصان در هوای فشرده‌ی کارخانه خط تولید را میخواباند، نقصان در هوای بیمارستانی جان انسان‌ها را میگیرد.

هوای بیمارستانی تجهیزاتی مانند ونتیلاتورها، تجهیزات تنفسی، سامانه‌های بیهوشی و برخی دیگر تجهیزات پزشکی را شارژ میکند. هوای بیمارستانی با هوای کارگاهی متفاوت بوده و به روغن، ذرات، رطوبت و آلودگی میکروبی حساس بوده و نیازمند پایداری فشار و اطمینان است.

ترسناک‌ترین پارامتر فشار مخزن نیست، مغز انسان است… همیشه

مهندسان ایمنی شب‌ها را نه از وحشت خستگی فولاد، که از ترس خطاهای انسانی بیدار میمانند. ماشین‌ها قابل پیش‌بینی هستند، فولاد با دقتی ریاضی منبسط و منقبض میشود؛ اما انسان خسته میشوند، بیش از حد مغرور و مطمئن میشوند یا عادت میکنند.

  • در موشک پرانی پدیده‌ای با نام تب پرتاب وجود دارد. فشار عصبی برای رسیدن به پنجره‌ی زمانی پرتاب انقدر زیاد است که مهندسان اغلب عیب‌های کوچک فنی را نادیده میگیرند تا از تاخیر جلوگیری شود. خوش‌خیالی مهندسی و عبارت ایشالا که درسته همیشه لحظاتی قبل از نابودی ماموریت شنیده میشود.
  • در بیمارستان‌ها پدیده‌ای به نام خستگی از هشدار جای تب پرتاب را میگیرد. مانیتورهای آی‌سی‌یو به طور میانگین در روز چند بار بوق میزنند؟‌ ۱۹۰ بار

    که بیشتر این هشدارها اشتباهی است و پرستارها یاد میگیرند سروصدا را نادیده بگیرند. فاجعه زمانی رخ خواهد داد که افت واقعی فشار اکسیژن با پرستاری خسته ترکیب شود و مغزی که شرطی شده به بوق‌ها توجه کافی نداشته باشد
  • بعد از هشت ساعت کار مدام با تفنگ میخکوب، بناها هم خسته میشوند. تا کجا میتوان هر بار دقت کرد و سر تفنگ را محکم روی چوب فشار داد؟ پس بهتر است مکانیسم ایمنی را با چسب برق غیرفعال کنیم و در هر میخی که میکوبیم ۲ ثانیه جلو بیفتیم. البته زمانی که ماشه به اشتباه به تیرچه شلیک کند هزینه‌اش سه انگشت بریده شده است.

خطرناکترین بخش هر سیستم فشار قوی و پرفشار ابزار سنجش فشار نیست، اپراتوری است که هزار بار یک کار تکراری را انجام داده و فکر میکند که از اشتباه مصون است. عادت و غرور قاتلی خاموش است که فاصله‌ی نزدیک فاجعه تا رخداد فاجعه را پر میکند.

میخکوب پنوماتیکی از هوای فشرده برای ذخیره و انتقال انرژی بهره میبرد. با فشار ماشه هوای فشرده وارد مکانیسم کوبشی شده و پیستون را حرکت میدهد. پیستون در ازای آن میخ را با سرعتی بسیار زیاد به داخل چوب یا ورق فلزی میراند. بدون احتراق، بدون موتور الکتریکی بزرگ و پیوسته در حال چرخش، بدون سیستمی پیچیده برای انتقال قدرت، فقط با هوای فشرده کار میکند. فشار، شیرها و عملگری مکانیکی کل تصویر ماست.

نظریه‌ی واحد فشار

موشک‌ها،‌ بیمارستانها و تفنگ‌های میخکوب یادگارهایی از توانایی بشر در رام کردن انرژی فشار قوی هستند. هنگام کار با آنها میدانیم که با ریاضیات کافی، فلز مناسب و آزمایش خوب میتوان نیروهایی را مهار کرد که در غیر اینصورت نابودگر ما هستند. همیشه باید آنها را در مقام خدمتگزار نگاه داشت،‌ در غیر اینصورت اربابی خواهند کرد.

راهی سفر مریخ باشید یا جانی را در اورژانس بیمارستان حفظ کنید، همان لحظه‌ای که به انرژی ذخیره‌ی درون سیستم بی اعتنا و بی احترام شوید، همان لحظه انرژی علیه شما خواهد شد. موشک منفجر میشود، بیمار میمیرد، میخ کج در میرود.

چه در مهندسی و چه در رهبری یک سازمان یا مدیریت زندگی شخصی، کنترل دائمی نیست، این فقط آتش‌بسی موقت با هرج و مرج است.

در مهندسی برای حفظ آتش‌بس به رگولاتورها احترام گذاشته و نقشه‌ها و ذخایر پشتیبانی را داشته باشید. هرگز اجازه ندهید تکراری شدن کار و آشنایی روزانه با آن شما را نسبت به خطری که در دست گرفته‌اید نابینا سازد.

محیط کار شما چگونه است؟ ظرف تحت فشار شما چیست؟ آخرین بار کی اورینگ‌ها را چک کرده اید؟

از سکوی پرتاب تا اتاق عمل؛ دنیای پنهان گاز فشرده

هوا و گاز فشرده نخ تسبیح این سلسله‌ی میخکوب، بیمارستان و موشک است.

نوبت بعد که صدای روشن شدن کمپرسور اسکرو را شنیدید فقط به چشم ماشینی که هوای تولید میکند نگاهش نکنید،‌ همین فناوری میخ را در چوب میکوبد، جت‌های جنگنده را در هوا میراند، تجهیزات پزشکی را به کار انداخته و جان بیماران را نجات میدهد و البته که ماشین‌آلات صنعتی را نیز کنترل میکند. در نهایت طیف مهندسی، آماده‌سازی موشک هم از کمپرسور بهره میبرد.

جدول مقایسه ۳ کاربرد فشار در میخکوب بیمارستان و راکت پرانی

هوای فشرده بیمارستانی بایستی از هوای پاک و عاری از هرگونه روغن و کمپرسور مطمئن بهره ببرد. این مصارف به سراغ کمپرسور اویل فری میروند. اما در مراحل ساخت موشک بکارگیری کمپرسورهای روغنی کاملا قابل درک و پذیرفته بوده و میخکوب هم که گویی کمپرسوری کوچک و داخلی دارد با پیستونی که نقش عملگر را ایفا میکند.

نظری ندارید؟
0 نظرات شما
تماس با شرکت