کار نمیکند، کثیف است، هزینه سوخت و به ویژه هزینهی تعمیراتش ورشکستهم خواهد کرد و البته باور به اینکه هرچی بزرگتر بهتر. کمپرسورهای دیزلی علاوه بر اینکه مشکل اعتبار و آبرو دارند، سوء تفاهمات زیادی هم در مورد نگهداری و هزینههای آنها وجود دارد. اشکالی نیست، شما فاصلهی کافی کمپرسور با تجهیزات سندبلاست را رعایت نکنید و با غبار سیلیس موتور و واحد کمپرسور رو بپوکانید، بعد بیندازید گردن کمپرسور دیزلی.
اشکالاتی که به کمپرسور دیزلی میگیرند از باور قدیمی و سادهسازی تا کاملا غلط طبقهبندی میشوند:
۱- کمپرسور دیزلی برای کارگاههای شهری خیلی پرسروصداست

دستگاههای مدرن دیزلی دیگر شباهتی به کمپرسورهای ۲۰ سال پیش ندارند. طراحی بدنه و مهمتر از آن پیشرفت موتور دیزلی صدا را به شکل جدی تقلیل داده و کمپرسورهای دیزلی حرفهای و جدید در حدود ۷۰ تا ۸۰ دسیبل صدا تولید میکنند. حتی برخی از مدلها به زیر ۷۰ دسیبل هم میرسد. چارچوبهای مقررات و استانداردها در بسیار از مناطق و بازارها میانگین سطح صدای مجاز کمپرسور دیزلی را در حد ۷۶ دسیبل در فاصلهی ۷ متری محدود میکند. ۷۶ دسیبل صدای متوسط جارو برقی است و به نظر برای کارگاه ساختمانی بایستی قابل تحمل باشد.
کمپرسورهای روتاری اسکرو به خاطر قطعات متحرک کمتر و عدم تماس مستقیم روتورها نسبت به مدلهای پیستونی صدای کمتری دارد.
۲- همهی کمپرسورهای دیزلی کثیف و آلاینده هستند

در یک دههای که ما به کمک تحریمها از شریان بازار جهانی قطع شدیم خیلی اتفاقهای جدید جا افتاده است. مثلا باور به آلایندگی کمپرسور دیزلی یک دهه مقررات جدید موتور را نادیده میگیرد. موتورهای جدید یورو استیج EPA5 tier4 Final طوری طراحی میشود که اکسیدهای نیتروژن و ذرات معلق را تا ۹۰ درصد در مقایسه با موتورهای tier1 کاهش دهند. دستیابی به چنین تفاوتی با بهکارگیری تزریق ریلی فشار بالا، کاتالیست اکسیداسیون دیزل، فیلتر ذرات و کاهش کاتالیستی انتخاب محقق شده است.
این موتورهای دیزلی برای همهی بازارها یک الزام محسوب نمیشوند (ما در ایران این را بهتر از هرجایی میدانیم). ماشینآلاتی که از موتور دیزلی Tier2 یا Tier3 استفاده میکنند از نظر آلایندگی واقعا با دستگاههای استیج ۵ متفاوت هستند. دیزل پاک نیست، اما همهی کمپرسورهای دیزلی هم به یک اندازه کثیف نیستند. و دلیلی دارد که از دیزل استفاده میکنیم.
موتور دیزلی کاترپیلار استاندارد طلایی کاربردهای سنگین است. اپراتورها این برند را به دلیل اطمینان در محیط پرکاری مثل معدن و ساختوساز بسیار تحسین میکنند.
۳- دیزلی همیشه از برقی گرانتر است

کلا اگر آزمون استدلالهای منطقی داشته باشید یک قاعدهی کلی داریم، عبارات مطلق مشکوک و غلط هستند. همهی کمپرسورهای دیزلی همیشه اینطور هستند! چنین عبارتی بیش از آنچه قابل تحمل باشد قطعی صحبت میکند.
بستگی دارد که برق از کجا می آید. کمپرسور برقی ۷ مترمکعب بر دقیقهای که با برق شبکه کار میکند در اروپا ۹/۵ یورو در ساعت هزینهی برق دارد. کمپرسور دیزلی مشابه آن ۱۳/۲ لیتر در ساعت میسوزاند که با قیمت یک یورو در لیتر گازوئیل حدود ۱۳/۲ یورو هزینه دارد. این اختلاف درست است، تعرفههای برق و قیمت سوخت در بازار ایران هم به طور جدی رو به گرانی دارد. اما همهی این گرانیهای گازوئیلی در مقایسه با هزینهی برق زمانی صحیح است که به شبکهی برق چسبیده باشید.
در یک سایت دورافتاده کارگاهی بدون هیچ اتصال پایداری به شبکه برق صنعتی، کمپرسور برقی برای کار به ژنراتور دیزلی نیاز دارد (مگر انرژی خورشیدی تولید کنید). شما به هر حال دیزل میسوزانید، ژنراتور هزینه تعمیرات و مشکلات خود را هم به همراه دارد. کمپرسور دیزلی ادعای ارزانی ندارد، مدعی است که خودم منبع تامین نیروی خودم را بدون نیاز به سیمکشی بر دوش میکشم.
۴- تعمیرات دیزلی در مقایسه با کمپرسور برقی کابوس خواهد بود

این یکی را امتیازی به مدعیان آن بدهیم. موتور دیزلی در مقایسه با موتور برقی نیازهای بیشتری برای سرویس، از جمله روغن، فیلتر، سیستم سوخت و مایع خنککننده، دارد. اما کابوس نیست. دستگاههای برقی هم لزوما به شبکه برقی پایداری و منهای موتور نباید تجسم شوند.
بار کل سرویس را در نظر بگیرید. کمپرسور دیزلی جدیدتر مثل قدیمیها به بازههای ۲۵۰ ساعتهی سرویس نیاز نداشته و تا ۱۰۰۰ ساعت بینیاز است. این تقریبا برای برخی مدلها مساوی با ۲ سال کار مداوم است. مصرف سوخت کمپرسور دیزلی قابل پیشبینی و در حدود ۵ تا ۱۵ لیتر در ساعت است که بستگ به سایز و زحمت آن دارد.
مسئله این نیست که کمپرسور دیزلی ذاتا شکننده و آسیبپذیر باشد، مسئله این است که غفلت شما بر موتور پیچیدهتر کمپرسور دیزلی سریعتر انباشته شده و خرابی به بار میاورد. تعویض روغن الکتروموتور کمپرسور را که فراموش میکنید مدتی با شما کنار خواهد آمد، اما فراموشی تعویض روغن موتور دیزلی و شما را پای صندوق در حال خرید توربوشارژ جدید میبینیم.
۵- کمپرسور را بزرگتر بخر و تامام

وقتی کمپرسور بزرگتر میگیری در حقیقت داری از مشکلات احتمالی فرار کرده و به سوی آنها پول پرتاب میکنی. کمپرسور بزرگتر حس بیمه و اطمینان دارد، اما اینطور نیست.
کمپرسور بزرگتر از حد نیاز سوخت هدر داده و هزینه و وزن اضافی به همراه میاورد. حتی ممکن است این کمپرسور بزرگتر مشخصات فشار ناهماهنگ با ابزارآلات شما داشته باشند. معیار صحیح انتخاب کمپرسور دیزلی اسب بخار موتور یا حجم مخزن آن نیست. CFM یا حجم هوادهی در فشار کاری مطلوب را باید در نظر بگیرید. قاعدهی سرانگشتی آن است که مجموع نیاز هوادهی ابزارهایی که قرار است همزمان کار کنند را حساب کنید و سپس ۲۵ در ۵۰ درصد حاشیه اطمینان برای تلفات و تقاضای آینده در نظر بگیرید. مبارک است، شما کمپرسور خود را پیدا کردید.
فشار کاری مطلوب کمپرسور از این هم راحتتر تعیین میشود، بالاترین نیاز در میان ابزارآلات خود را پیدا کرده و با آن مطابقت دهید. بیشتر و قویتر اینجا به معنای بهتر نیست، کمپرسور بزرگتر خریدن فقط روش دیگری برای هدر دادن پول است.
نخ تسبیح افسانهها
بیشتر باورهای غلط درباره کمپرسور دیزلی از توصیف ماشینی نشئت میگیرد که دیگر نیست. گاهی هم آنها را برای کاربردی انتخاب کردند که از اولش هم مناسب نبوده است. کمپرسور دیزلی پرتابل مدرن بیصداتر، پاکتر و قابلتعمیرتر شده است.

