این پست تکمیل خواهد شد.

به طور کلی زمانی که قصد خریداری (شناخت) و یا فروش (معرفی) یک کمپرسور را داریم فشار کاری،‌ ظرفیت هوادهی و توان موتور آن اولین نکاتی است که به ذهن خواهد آمد. پس از آنها نیز احتمالا بسته به استفاده‌ی خریدار ویژگی‌هایی چون هوای خشک (Oil free)، سطح نویز (صدای منتشر از سدستگاه زیر بار) و برند موتور در مقام‌های بعدی هستند.

هیچگاه یک نفر معرفی یک کمپرسور را با تعداد دنده های سر روتور موتور و نسبت آن با تعداد دنده‌ های سر روتور کمپرسور آغاز نمیکند. همچنین طول روتورها و حجم محفظه‌ی واحد هواساز یک کمپرسور اسکرو نیز ملاک و معیارهای یک خریدار نیستند.
اما همگی حائز اهمیتند.

همانطور که تا اینجا می دانیم، کمپرسورهایی که عموما با آنها در صنعت هوای فشرده سر و کار داریم از لحاظ نحوه‌ی عملکرد ذیل جابجایی مثبت و از لحاظ ساختاری بر دو نوع روتاری و رفت و برگشتی هستند. از آنجایی که قصد تکرار مباحث پایه ای نیست، روتاری های مهم برای ما عبارتند از اسکرو و اسکرول و رفت و برگشتی مهم برای ما نیز کمپرسورهای پیستونی هستند.

حقیقت ساده‌سازی شده آن است که کمپرسورهای پیستونی برای فشارهای پایین و فشارهای بسیار بالا کاربرد دارند، و دو مورد دیگر در میانه هستند؛ فشارهای متوسط.

بحث ما در اینجا فشارهای متوسط خواهد بود، حداقل فعلا.

ابتدا کمپرسورهای اسکرو:
در یک کمپرسور اسکرو موتور کار می کند (روتور موتور با دور مشخصی می چرخد و توان مشخصی را ارائه می کند)
این روتور به دنده و از طریق شافت به دنده‌ی روتور کمپرسور میرسد. بر فرض که روتور موتور با ۲۰۰۰ دور بر دقیقه بچرخد، و نسبت تعداد دنده‌های دنده‌ی متصل به آن، به تعداد دنده‌های دنده‌ی متصل به روتور کمپرسور ۳ به ۱ باشد. در نتیجه روتور کمپرسور با سه برابر سرعت روتور موتور، ۶۰۰۰ دور بر دقیقه خواهد چرخید.

و روتور کمپرسور = اسکروهای داخل محفظه ی فشار.

پس اولین عامل موثر در فشار و ظرفیت هوادهی: دور روتور موتور.

نکته: به خاطر داشته باشیم که هرچه دور روتور کمتر، سر و صدای آن کمتر و عمر مفید آن بیشتر.

عامل دیگر فضاییست که در آن اسکروها خواهند چرخید، هرچه فضا کوچکتر، فشار بیشتر.
و از دبیرستان میدانیم که PV=nRT
پس هرچه فشار بیشتر ظرفیت هوادهی کمتر. البته این “فقط نسبت فشار و حجم داخل واحد هواساز” می باشد.

برای مثال اگر قصد داشته باشیم کمپرسوری با ظرفیت بیشتر داشته باشیم، می توانیم از دو واحد هواساز که فشار ۱۰ بار تولید می کنند به طور موازی یکدیگر استفاده کنیم، که هوای خروجی از هر دو (۱۰ بار) به یکدیگر در لوله وصل می شوند و ظرفیت هوادهی بیشتری را بر دقیقه خواهیم داشت.

عامل دیگر همانطور که در مثال بالا دیدیم “تعداد واحد هواساز” یا به عبارت دیگر تعداد مرحله یا Stage کمپرسور می باشد.

در مثالی که گفته شد:‌ ۲ واحد هواساز داریم که موازی بسته شده اند، این کمپرسور همچنان یک کمپرسور تک مرحله ای است. اما اگر این واحدها را سری ببندیم،‌ کمپرسور دومرحله ای خواهد بود. هر واحد هواساز یک نسبت فشار خروجی به فشار ورودی دارد. از شما هوای محیط را میگیرد، بر فرض یک بار، و ۷ بار تحویل شما می دهد، نسبت فشار آن ۷ می باشد.

در یک کمپرسور دو مرحله ای، استیج یا مرحله‌ی دوم ۷ بار را تحویل می گیرد و ۱۴ بار به شما تحویل می دهد. نسبت فشار این واحد (المنت) ۲ می باشد.

در اصطلاح به واحد هواساز اول (LP (Low Pressure و به واحد هواساز دوم (HP (High Pressure گفته می شود.

پیشتر گفتیم کمپرسورهای اسکرو برای تحویل فشارهای کاری متوسط هستند، خب چرا از همین ساز و کار LP و HP بهره نبرده و مثلا از دو هواساز با نسبت فشار ۷ استفاده نکنیم، در این صورت، حداقل در تئوری، کمپرسوری با نسبت فشار ۴۹ خواهیم داشت.
اینجاست که پای عامل چهارم به میان می آید:‌ ساختار واحد هواساز.
ساختار شامل زاویه‌ی اسکروها، تعداد گوشه (Lobe)های اسکروهای نر و ماده، جنس اسکرو، جنس محفظه و … می باشد. برای مثال آیا جنس محفظه تحمل ۴۹ بار فشار را دارد؟ آیا روتور‌ (اسکرو)ها امکان دریافت هوایی با فشار ۷ بار و انتقال آن تا فشار ۴۹ بار را دارد؟ آیا فشار بالا در مکانیزم عملکرد کمپرسور اسکرو خللی ایجاد نمیکند؟
جواب‌های سوالات فوق و بسیاری نکات حائز اهمیت دیگر، همگی به این نتیجه وصل هستند که “خیر، امکان سری بستن دو واحد هواساز و تحویل هوایی با فشار بسیار بالا در کمپرسور اسکرو موجود یا به صرفه نیست”

اما پارامترهای محیطی نیز از عوامل موثر بر فشار و دبی هوای خروجی هستند:
فشار ورودی هر کمپرسور در سطح دریا گزارش می شود، هرچه ارتفاع بیشتر می شود فشار محیط پایینتر می آید و مثلا کمپرسوری با نسبت فشار ۷، فشار یک بار محیط را به ۷ بار تبدیل خواهد کرد، اما فشار حدود ۰/۶ بار محیط در تهران را به ۴/۲ بار.

دما: پیشتر یادآوری کردیم که از فیزیک دبیرستان می دانیم PV=nRT
به طور کلی عموم کمپرسورهای معمولی اسکرو تا دمایی حدود ۵۰ درجه ی سانتیگراد قابلیت کارکرد استاندارد دارند.
و همچنین طبق فرمول فوق، برای مثال در دمای ۵۰ درجه ی سانتیگراد نسبت به ۳۰ درجه، تفاوت اندکی به دلیل تغییر پارامتر T (دما به کلوین: ۳۰۳ و ۳۲۳ کلوین) در فشار و ظرفیت هوادهی مشاهده خواهیم کرد.